|
رضي الدين آريتماني
مير محمد يا سيدمحمد آريتماني از شاعران صوفي مشرب و عارف مسلك نيمه اول قرن يازدهم هجري است زادگاهش آرنشيمان از توابع تويسركان است. آگاهي از وي بسيار اندك و نارساست. اين ضعف آگاهي و شناخت ، متاسفانه ويژگي فرهنگ كلي جامعه ماست. زيرا در طول حيات اجتماعي ، سرآمدان فكري و فرهنگي جامعه همواره در حاشيه قرار داشته ا ند يا به تعبيري كمتر مطرح بوده اند و هنوز هم چهره هاي ارزنده ا ي هستند كه در عرصه فرهنگي كشور حضور دارند و قابل تكريم هستند، اما در گمنامي روزگار ميگذراند. در مورد نام آوران فرهنگي گذشته هاي دور ميتوانيم بگوئيم كه دامنه هجوم ها و غارتها و ويرانگي ها تا حدي بوده است كه نام و ياد بزرگان هم در پس غبار زمان گم شده است.
از زندگي شخصي و حوزه تربيتي رضي الدين و نيز استادان و شاگردانش اطلاعات اندكي به جاي مانده است.
به نقل از لغت نامه دهخدا و تاريخ ادبيات دكتر ذبي ا... مصفا: رضي الدين تحصيلات خود را در همدان پي گرفته و با شاعران همدان و اطراف رابطه داشته كه دربار اصفهان پيوسته به آنجا وابستگي يافته با خاندان شاهي وصلت كرده و به حلقه درباريان شاه عباس وارد شده است. در اواخر عمر از مركز قدرت فاصله گرفت . اگر چه قطع رابطه نكرده به زادگاه خود تويسركان بازگشته و به عزلت و انزوا و تعليم و ارشاد پرداخته است.
شعر رضي ، نمونه متوسط شعر عصر صفوي است كه شاعر در سرودن به راحتي از ميراث ادبي گذشتگان به ويژه سخنوران نام آور سبك خراسان و عراقي سود برده در شعر رضي ، گاهي با نمونه هاي نقد اجتماعي مواجه شديم كه بسيار اندك است. ولي از جمله سرايندگان ساقي نامه است كه نوع خاص شعري است و از نظامي به ..... رواج يافته است. ديوان وي حاوي هزار و پانصد بيت حاوي ساقي نامه ، قصايد ، غزليات و رباعيات است كه گاهي داراي رگه هاي فرماني است ، به ويژه ساقي نامه او از شهرت نسبي برخوردار است.
سروده هاي رضي الدين آريتماني را تعداد در مجموعه اشعار فارسي ميتوان سروده هاي متوسط به حساب آورد از نظر ساختار شعري و فرم ظاهري و بالابودن تعداد غزلها ، همان ويژگي سبك هنري يا اصفهاني را دارد به سادگي و صراحت و رواني بيشتر از اشعار اين سبك ، زيرا سبك اصفهاني با وجود به كارگيري قالبهاي متعدد شعر فارسي از قبيل قصيده ، مثنوي ، رباعي و ... بيشترين تكيه اش بر قالب غزل است. ساقي نامه شاعر را ميتوان موفق ترين سروده وي قلمداد كرد.
ساقي نامه با همه اطناب و همانندي مضمون ها و تكرار بيت ها ، گاهي نقدهاي زيركانه و تيز بينانه اي دارد كه از جلوه هاي انساني شعر فارسي محسوب ميشود كه همواره دغدغه انساني داشته و نگران رياكاري و نامردمي ها بوده و هرگز وظيفه ارشادي و اصلاحي خود را از ياد نبرده است...... از وضع نابسامان روزگار و مردم را در ساقي نامه شاهديم:
نمانده است در هيچ كس مردمي گريزان شده آدم از آدمي
گروهي همه مكر و زرق و .... همه مهربان بهر جنگ و جدل
همه متفق با هم اندر نفاق به بدخويي اندر جهان جمله طاق
همه گرگ، ما ناهمدميش پوست همه دشمني كرده دركار دوست
شب آلودگي ،روز شرمندگي معاذا.. از اين چنين زندگي
اگر مرد رايي ما ز دانش مگر كه او را نداند كسي غير او
در سبك هندي اصفهاني قالب عمده شعر ، غزل است. در ديوان رضي الدين هم بيشترين اشعار در قالب غزل سروده شده است.
همه در دم ، همه داغم ، همه عشقم ، همه سوزم
همه درهم گذر هر سه و سال و شب و روزم
وصل و هجرم شده يكسان همه از دولت عشق است.
چه بخندم ، چه بگريم ، چه بسازم ، چه بسوزم
گفتني نيست كه گويم ز فراقت به چه حالم
حيف و صد حيف كه دور از تو نداني به چه ...
دست و پايم تپش دل همه از كار فكنده
چشم بر جلوه ديدار نيفتاده هنوزم
غصه بي غميم داغ كنه و رنه بگويم
داغ بي درديم از پافكند، و رنه بسوزم
رضيم جمله آفاق فروزان ز چراغم
همچو مه چشم به در يوزه خورشيد ندوزم
|