|
اثيرالدين عبدا... همداني اديب و شاعر
او مردي خوش طبع و فاضل بوده و ديوان او مشهور است و در علم شاگرد خواجه نصيرالدين طوسي بود و اصل او از همدان. اشعار عربي بسيار دارد و سخن را دانشمندانه مي گويد.
هدايت در كتاب مجمع الفصحاء ج 1 ، ص105 آورده است. از فضلاي صاحب پايگاه و اسمش مولانا عبدا... از خاك پاك ولايت همدان ، شاعري است فصاحت .... مداح سليمانشاه حاكم كردستان ، با كمال الدين اسماعيل اصفهاني معاصر بوده و كسب كمالات در خدمت خواجه نصيرالدين طوسي نموده . وفاتش در سند 656 ه،ق و ديوانش قريب به پنج هزار بيت شعر دارد.
مولانا ركن الدين قبايي است و پور بهاي جامي را شاگرد اثيرالدين اوماني دانسته است وفات اثير به قول اصح، سال 665 ه.ق است. خوند مير در حبيب السير ج 2 ص 3 آورده: اثيرالدين قبل از استيلاي هلاگوخان بر بغداد در مصاحبت سليمانشاه كه در سلك نواب مستعصم منتظم بود بسر ميبرد. و در مدح او اشعار آبدار نظم مي كرد. در تاريخ گزيده مسطور است كه اثيرالدين اوماني در اواخر زندگاني از قاضي همدان كه موسوم و ملقب به مجدالدين طويل بود برنجيد و قطعه اي در هجو او منظوم كرد. اوماني نسبت اوست به اومان، اومان قريه اي از توابع همدان نزديك كردستان و به همين سبب است كه دولتشاه اصل او را از همدان دانسته است.
دولتشاه گويد: او در علم شاگرد خواجه نصيرالدين طوسي بود و اين بعيد است چه :
1- خواجه نصيرالدين طوسي قبل از تسخير قلاع اسماعيليه به دست هولاكوخان (654 ق) در خدمت ناصرالدين محتشم اسماعيلي در .... بود و پيش از آن نيز در طوس سكونت داشت و فرصت ايجاد حوزه درس در مغرب ايران نداشت و در اشعار اثيرالدين اوماني قرائني دال بر مسافرت وي به حدود مشرق ايران نيست و ارباب تذكره نيز از آن ياد نكرده اند.
2- اثيرالدين مادح حسام الدين خليل بن بدر مقتول به سال 640 ه.ق بود و اين تاريخ چهارده سال بر فتح قلاع اسماعيليه و شانزده سال بر فتح بغداد و هفده سال مقدم بر ايجاد حوزه درس خواجه نصير در مراغه است.
3- از جمله ممدوحان اثيرالدين يكي شهاب الدين سليمانشاه ايواني رئيس قبيله ايواني (منسوب به ايوه) بود كه پيش از فتح بغداد ( 656 ق) از اثرهاي مستعصم شمرده مي شد و اثيرالدين او را در اين مصرع ملك الايوه خوانده است:
يا چو دست ملك الايوه شهاب الدين است.
و در بعضي قصائد كه در مدح او سروده به طول اقامت خويش در نزد وي اشارت كرده است بنابراين محقق مي شودكه اثيرالدين اوماني پيش از فتح بغداد چند بار به بغداد رفته و گاه تا يكسال و يا بيشتر ، در آن شهر سكونت كرده است. پس بايد شهرت او در شاعري مدتها پيش از سال 656 ه ق (فتح بغداد) كه مصادف با دومين سال خروج خواجه نصيراز قلاع اسماعيليه است ، صورت گرفته و او در آغاز فعاليت علمي خواجه نصير در مغرب و شمال غرب ايران ، مردي كامل و شاعري تمام سخن بوده باشد، نه شاگردي تازه كار،
4 - در ديوان اثيرالدين اوماني قصيده اي است حاكي از يك خونريزي سخت كه شايد هجوم مغول علي الاطلاق ( از 616 ق به بعد) و يا حمله به همدان باشد و يا به احتمال قوي جمله به بند ا و (656 ق) :
از اين حياه چه حاصل كنون كه از ره تيغ
كه همگنان همه در خون هم كنند شنا
دريغ حشمت ايمان و حرمت اسلام
دريغ شرع و پيمبر دريغ دين اله
پي مصيبت اين روز شايد ارپوشد
جهان چو رايت عباسيان پلاس سياه
بر اين نمونه سزد از بر طريق كاهكشان
فلك پلاس بپوسد نشيند اندركاه
واگر اين ابيات و اشاره به قتل و غارت مغول در عموم بدار و يا در همدان بدانيم زمان شاعري اثيرالدين با اوان حمله ..... مغول يعني دوره جواني خواجه نصيرالدين (متولد در 597 ق) مصادف است و اگر اين ابيات را اشاره به فتح بغداد و برافتادن خلافت آل عباس و راه يافتن: 1 - نخستين حمله مغول به همدان در حدود سال 617 ق. در لشكر كشي اول تاتار هنگام تعقيب سلطان محمد خوارزمشاه صورت گرفت . پس از آن نيز در عهد اوكتاي قا آن حمله ديگري بدان شهر نشده است.
شكست در كار دولت اسلام بدانيم، و در اينصورت بايد اثيرالدين اوماني بعد از سال 656 ق در گذشته و يا ادبيات مذكور از آخرين اشعار او بوده باشد. اثيرالدين اوماني در اين هنگام شاعري پخته سخن و قريب به موت و مدتها از دوره تحصيل و شاگردي او گذشته بوده است.
5 - كمال الدين اسماعيل كه به سال 653 ق در گذشته است با اثيرالدين اوماني روابط صميمانه داشته ست و در يكي از قطعات او را به سخنوري ستوده است و محال است كه كسي پيش از فوت كمال الدين اسماعيل يعني در اواسط نيمه اول قرن هفتم شاعري مشهور باشد و آنگاه در آغاز نيمه دوم قرن هفتم كه دوره پيري و اواخر عمر وي است شاگردي خواجه نصيرالدين كند. شايد علت اينكه تذكره نويسان ، اثيرالدين اوماني را شاگرد خواجه نصيرالدين طوسي پنداشته اند آن باشد كه وي در علوم متبحر و مردي دانشمند بود و چنانكه از مطالعه ديوان اشعارش بر ميآيد در فسلفه ، نجوم ، طب ، تصوف ، رياضي و ادب عرب ، دست داشت. از سال ولادت اثيرالدين اطلاعي در دست نيست. ليكن چنانكه از ظواهر امر برمي آيد وي در حدود سال 665 ه.ق يعني سال فوت خود ، مردي كامل و مجرب بود و از اين روي بايد سال ولادت او كلاً در آغاز قرن هفتم و به حدس اقرب به صواب،در دهه اخير قرن ششم هجري بوده است.
ممدوحين او :
شهاب الدين سليمانشاه ايراني
سلاطين سركوچك وسر سلسله شجاع الدين بن خورشيد بن ابوبكر بن محمدبن خورشيد متون 621 ق بود و پس از دو برادر زاده اش سيف الدين و بعد برادرش ، شرف الدين سپس برادرش گرشاسف به سلطنت رسيدند.
شعراي معاصراو :
1 - كمال الدين اسماعيل بن جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني
2 - رفيع لبناني از شعراي مشهور قرن هفتم
منبع - لغت نامه همداني ص 1037
|