|
ابوالقاسم قراگزلو (ناصر الملك) شانزدهمين وزير امورخارجه - نخست وزير و نايت السلطنه
ابوالقاسم قراگزلو ملقب به ناصرالملك ، متولد 1242 شمسي ، فرزند سرتيپ احمد آقاخان است. داراي تحصيلات عالي و فارغ التحصيل دانشگاه آكسفورد است و چنانچه بعداً خواهم ديد مورد حمايت در انگلستان بود.!
وي از تاريخ 26 تيرماه 1288 ش تا مهر ماه همان سال (كمتر از 3 ماه) در دولت بدون رئيس الوزراء به سرپرستي محمدوليخان سپهدار اعظم، وزير امورخارجه بود. مجدداً در اولين كابينه محمدولي خان سپهدار اعظم، از تاريخ 8 مهرماه 1288 تا آذر ماه 1288 ش وزير امور خارجه شد.
پدر وي از فرماندهان قزاق همدان بود و پدر بزرگش (ميرزا محمودخان ناصر الملك) هشتمين وزير امور خارجه ايران، از درباريان بسيار متنفذ و مورد علاقه ناصر الدينشاه بود.
قراگزلو ، پس از تحصيلات مقدماتي ، در سال 1295 ه. ق براي ارائه تحصيل به انگلستان رفت و رشته علوم سياسي و مالي را در دانشگاه آكسفورد در مدت 6 سال به اتمام رسانيد. و پس از مراجعت به ايران در سال 1302 ه.ق، به تقاضاي ميرزا محمود خان (پدربزرگ) لقب شير حضور به او داده شد و در وزارت انطباقات جزء مترجمين قرار گرفت و روزنامه هاي خارجي را بعضاً براي شاه ترجمه ميكرد در سال 1305 ق،ميرزا محمودخان ناصرالملك كه از محارم ناصرالدينشاه بود درگذشت و تمام القاب و مناصب و مكنت او ، همچنين حكومت همدان به قراگزلو مشير حضور ، رسيد و ناصرالملك شد.
در سلطنت ناصرالدين شاه در حالي كه در زمره درباريان بود ، كارش مترجمي و خواندن روزنامه و ترجمه قوانين خارجي براي شاه بود. مدتي نيز در مجلس دربار، عضويت داشت. پس از واقعه رژي به دستور ناصرالدينشاه براي مذاكره به انگلستان رفت و در سال 1314 ق، مظفرالدين شاه در اثر دسايس در پايان كه در رأس آنها فرمانفرما داماد شاه بود، ميرزا علي اصغر خان امين السلطان را از صدارت عزل و به قم تبعيد نمود. و صدارت ايران را به ميرزا علي خان امين الدوله كه سالها شور اصلاحات و تجدد خواهي در سردات سپرد. امين الدوله اصطلاحات را از ماليه و خزانه كشور شروع كرد و ابوالقاسم خان ناصر الملك را به وزارت ماليه برگزيد تا با اطلاعات كه از علوم جديد مالي داشت، سر وساماني به خزانه و ماليه مملكت بدهد. ناصرالملك اصول مالياتي قديم را برهم زد و در صدد بود كه سيستم حساب را از سياق خارج و مانند كشورهاي اروپايي براساس عدد برقرار نمايد. درآمدها و هزينه ها مشخص شوند. اصلاحات ناصرالملك به ثمر نرسيد و با كنار رفتن امي الدوله او هم از وزارت ماليه معزول و پس از چندي به حكومت كردستان منصوب شد.
ميرزاي علي اصغرخان امين السلطان جانشين امين الدوله او را از مركز دور ساخت. ناصرالملك مدتي در كردستان بود و بعد به تهران آمد تا مشروطيت ، كار مهمي به او ارجاع شد.
بعد از مشروطيت ، ناصر الملك به خدمت دعوت و در كابينه هاي وزير افخم و ميرزا علي اصغر خان امين السلطان (اتابك) به وزارت ماليه برگزيده شد و اولين وزيري بود كه دستور صادر كرد در وزارت ماليه، ميز و صندلي بگذارند و كارمندان پشت ميز بنشينند. در اثر اين اقدام وزير امور ماليه، بعضي از جرايد آن روز، به عنوان تمسخر مطالبي مينوشتند و متذكر ميشدند كه ناصرالملك وزارتخانه را با خياطخانه اشتباه گرفته است ، ميز براي خياطي است نه اداره. ناصرالملك در 4 آبان 1286 از طرف مجلس مأمورتشكيل دولت شد و كابينه خود را به شاه و مجلس معرفي كرد و وزارت ماليه را نيز بعهده گرفت. در دوران نخست وزيري ناصرالملك تشنج در تهران بالا گرفت واقعه توپخانه كه منجر به قتل و جرح عده اي شد، محمدعلي شاه نسبت به ناصرالملك بدبين و او را از صدارت خلع و به زندان افكند كه با كمك سفارت انگليس از زندان آزاد و روانه اروپا شد.
نظام السلطنه و مشيرالسلطنه هريك مدتي نخست وزير بودند تا اينكه مجدداً ناصرالملك به خدمت دعوت شد و اعضاء كابينه خود را تلگرافي معرفي كرد و ميرزا جوادخان سعدالدوله وزارت خارجه را به كفالت برگزيد و ناچار به صورت دسته جمعي استعفا دادند و ناصرالملك همچنان در اروپا بود ناصرالملك بعد از خلع محمدعلي ميرزا به ايران آمد و در كابينه مشروطه خواهان به وزارت امورخارجه منصوب گرديد و مدت وزارت وي كمتر از چندماهي بود و سپس به اروپا رفت.
بعد از فوت عليرضا خان عضدالملك نايب السلطنه ، براي تعيين جانشين ، بين دستجات مختلف اختلاف بروز كرد. سردار سعد و مستوفي الممالك ، نامزد نيابت سلطنت بودند. سرانجام ناصرالملك برنده شد و به نيابت سلطنت رسيد ولي از آمدن به ايران مدتها خودداري نمود تا اينكه به ايران وارد شد.
از اقدامات ناصرالملك در اين سمت، تشكيل احزاب سياسي است و ضمن بيانيه اي متذكر شد كه در حكومت پارلماني بايد مجلس متكي به احزاب باشد و دو حزب تشكيل داد. ناصرالملك مردي تحصيلكرده و اروپا ديده بود و با مشروطه خواهان صفائي نداشت. مظفرالدين شاه جلساتي براي انجام خواسته آزادي خواهان كه همان عدالتخانه بود تشكيل ميداد كه ناصرالملك نيز در آن جلسات شركت داشت. او معتقد بود حكومت قانون و مشروطه براي ايران زود است و از اين رو بامشروطه خواهان هماهنگي نكرد. باوجودي كه سالها در انگلستان و فرانسه اقامت گزيده بود معذلك روح ديكتاتوري در او بشدت وجود داشت. هنگاميكه به نيابت سلطنت رسيد از انجام انتخابات طفره رفت و در مدت سه سال و نيم نيابت سلطنت او، ايران مجلس نداشت و مطبوعات به شدت در فشار و مضيقه بودند. وقتي دخالت بختياريها را در كار ديد به پاريس رفت و مانند يك شاهزاده به گردش و تفريح پرداخت و امور سلطنت را با مكاتبه و تلگراف انجام ميداد. سردار اسعد و بختيارهاي تصميم به عزل او گرفتند. افرادي را براي مذاكره نزد او فرستادند. اما نه استعفا داد و نه به ايران آمد. و تا روز آخر نيز حقوق خود را كامل وصول نمود. روزي كه جنگ بين الملل اول شروع شد براي آنكه از زير بار مسئوليت، شانه خالي كند، بار سلطنت را به دوش احمد ميرزا گذاشت در حالي كه او هنوز به سن قانوني نرسيده بود و خود پس از چند روز استراحت در ملك ييلاقي خود در چاله هرز، به اروپا رفت. ناصرالملك سياستمداري .... بود در دوران خدمت خود ميتوانست منشاء خدماتي شود ولي ثروت زيادي كه از جدش به او رسيده بود او را وادار به زندگي بهتر در محيط ديگري ميكرد. او معتقد بود بايد با اندوخته و ثروت زندگي راحتي در بهترين كشورهاي خارج داشت و در زمان نيابت سلطنت، اين فكر را به احمدشاه تلقين كرد و او هم در بحبوحه جنگ بين المللي اول، كه مردم ايران در قحط و غلا غوطه ور بودند و بعضي از مردم از خون و پوست مردار ارتزاق ميكردند به فروش گندمهاي خود پرداخت و از اينرو مردم به جاي سلطان احمدشاه به او لقب (احمد علاف) دادند.
ناصرالملك با انگلستان و عوامل او رابطه نزديكي داشت و هيچ به فكر مصالح مملكت نبود، بريتانياي مكار و غارتگر، تحت پوشش ادامه تحصيلات در انگلستان نيروهاي جهان سوم را مطابق اهداف و برنامه اي استعماري خود ، تربيت مي كند معهذا ساده انديشان از اين امر غافلند:
ناصرالملك ثروت زيادي داشت. قسمت اعظم اين ثروت از پدربزرگ خود، ميرزا محمودخان ناصرالملك كه مدتها در زمان ناصرالدينشاه وزير تجارت و خارجه بود، به او رسيده بود. قراگزلو ،در سن 64 سالگي در سال 1306 در تهران جانسپرد. محسن قراگزلو فرزند ارشد او چند دوره نماينده مجلس و مدتي نيز رئيس تشريفات دربار بود حسينعلي فرزند ديگرش ، داماد تيمور تاش شد ولي پس از سقوط تيمورتاش ، متاركه كرد. تنها دختر وي نيز به همسري حسين علاء (نخست وزير و وزير دربار ) درآمد. و حسين علاء در سال 1334 ش توسط فدائيان اسلام مورد ترور واقع شد و ازاين مهلكه جان به در برد و در سن 82 سالگي در سال 1343 ش درگذشت.
منبع : زندگينامه و شرح حال وزراي امورخارجه : تاليف دفتر مطالعات سياسي و بين المللي
|