ماندگاران همدان - ليست
       عين القضاه همداني بازگشت به صفحه اصلي  

 
 

عين القضاه همداني
شاعر،نويسنده و عارف قرن 11 ميلادي

عين القضاه همداني در تاريخ عرفان يكي از بزرگان روزگار است. در سال 1072 ميلادي متولد و در سال 1105 در سن 33 سالگي به دار آويخته شد. علت اعدام او در اصل حسادت و كينه ورزي بعضي از روحانيون آن زمان بود كه او را به طرفداري از فرقه اسماعيليه متهم كردند. او مدتي در زندان بغداد بود و سپس او را به همدان آوردند و در مدرسه اش بدار زدند. بدن مرده او را به آتش كشيدند. هر چند او آرامگاهي ندارد كه دوستدارانش بر خاك پاك او نشينند و فاتحه اي زمزمه كنند ليكن خاكستر او قرنهاست در باغستانهاي همدان و لاله زارهاي دامنه هاي الوند، هم پرواز پرندگان و همدم پروانه هاست. او را به آتش كشيدند و خاكسترش را به باد دادند تا نامي از او و ياد و خاطره اي از او باقي نماند. ليكن قاضي همداني جاودانه شد و آنانكه او را چنان ناجوانمردانه به خاكستر تبديل نمودند، خود در غبار تيره زمان منهدم شدند و اگر نامي از آنها مانده به زشتي مانده است.
از كتابها و نوشته هاي بجا مانده از او ميتوان فهميد كه قاضي همداني ، نويسنده، شاعر ، مفسرقرآن ، محدث ، فقيه و عالم بوده به زبان فارسي و عربي و زبان پهلوي ميانه آشنايي داشته و در عين حال عارفي بلند پايه بود، كه امام محمد غزالي و احمد غزالي او را در اوج عرفان اسلامي قبول داشتند و براي ديدنش رنج سفر را به جان خريدند. عين القضاه را در بين هم مسلكانش امتيازي بود، مشخص و همان سبب ….. گرديد. او جان خود را در راه آزادگي در بيان و صراحت لهجه نهاد. بي باك مطلب مينوشت و بيباك سخن ميگفت.
زادگاه اجدادش شهر ميانه ، يكي از شهرهاي آذربايجان است، تا آنجا كه تاريخ نشان ميدهد، اجداد عين القضاه افرادي دانش پژوه و دانشمند بوده اند. جد او ابوالحسن علي ميانجي نام داشته است. او در سنين جواني به عراق ميرود پس از مدتي تحصيل در فقه ، لغت عربي و ادب به همدان ميآيد در همدان مقيم ميگردد. از رسالات و كتابهاي قاضي همداني برميآيد او فردي نبود كه تنها به قضاوت براي رفع نياز زندگي و به عرفان به منظور تطهير روح خود قناعت نمايد. او فردي بود مبارز و مجاهد، در راه دوري از جهل و آموزش دانش و يافتن بينش و آگاهي بيشتر در راه تحصيل دانش از خود جهدي وافر و عشقي سيري ناپذير داشت. در كتاب " شكوي الغريب" به صراحت، اعتراف ميكند كه در سنين 24 سالگي در علم تفسير، فلسفه و عرفان آنچه بوده بدست آورده است.
از قرار معلوم در حدود سال 520 ه.ق كه قاضي همداني 20 سال داشت باغزالي در همدان ملاقاتي دارد. اين ملاقات در زندگي معنوي قاضي همداني تاثير بسيار داشته است و در كتابهاي تمهيدات ،مكتوبات و زبده الحقايق اشاره هاي بسيار به اين مطلب دارد. يكي از كتابهاي عين القضاه "مكتوبات" است حاوي مطالبي در خصوص عرفان ،تفسير، حديث ، فلسفه و حكمت است.
ميگويند: قاضي همداني موقع نماز به مسجد ميرفت، فردي بالاي بام خانه اش اذان ميگفت،قاضي از كوچه نگاهي به او كرد و گفت: آنچه تو صدا ميزني زير پاي من است . ميگويند بر او بدگمان شدند و قاضي را به نفي خداي تعالي متهم نمودند. پس از محاكمه و اعدام قاضي همداني، مردم از اذان گو پرسيدند، تو در موقع اذان در آن روز به چه چيزي ميانديشيدي؟ جواب داد: از خداوند گنجي ميخواستم، در حال كوچه و جايي را كه قاضي ايستاده بود كندند ،خمره اي از سكه هاي طلا و نقره ظاهر يافتند.
جو اجتماعي همدان در آن زمان طوري شد كه معاندان وحاسدان توانستند نيت خود را عملي سازند. در كتاب تاريخ الوزراء (نوشته عباس اقبال آشتياني) آمده است. همدان هميشه مورد توجه و نظر درباريان بغداد بود سال 525 ه.ق در اين سال دگرگونيهايي در اوضاع سياسي همدان اتفاق افتاد، قوام الدين درگزيني كه به وساطت عزالدين اصفهاني به وزارت محمودبن محمد رسيده بود …
در جمله اخير كسي به وساطت نه به لياقت به وزارت رسيده نميتواند داراي رأي مستقل و سالمي باشد… بنابر اين بيشتر از هر كس تحت تاثير اطرافيان خواهد بود. بدخواهان و معاندين عين القضاه از فرصت استفاده نمودند و اتهامات ناروا از هر طرف متوجه عين القضاه شد.
عين القضاه در دوران تسلط نارواي خلفاي عباسي ، شديداً زير نظر بود. سخنانش را با دقت تمام موشكافي ميكردند و براي هر واژه جمله و مطلب و با نگاهي بدبينانه جوابي ظالمانه تهيه ميكردند تا عاقبت آنچه نبايد ، رخ داد.
حدود 900 سال از كشته شدن قاضي همداني و بي اطلاعي مردم از انديشه عرفاني و روح بزرگ ميهن دوستي او ، سبب گرديد تا آن عارف نامي نه تنها در شهر خودش بلكه در اكثر مناطق فراموش گردد. تنها آگاهان علم و دانش بودند كه گاهي با تأثر و تأسف از او ذكري ميكردند.
به پيشنهاد اهل ذوق و قلم مقرر شد ايجاد بناي "يادمان عين القضاه همداني" در فضاي گورستان قديمي (چاي عين القضاه ) به گونه اي كه در خور آن عارف بزرگوار باشد و از آرامگاه هاي ابن سينا و باباطاهر چيزي كم نداشته باشد، احداث شود و در آينده اي نزديك به بهرهبرداري از اين بناي يادمان ، شاهد خواهيم بود.