|
ابو شجاع روذرآوري وزير ، خير، خدمتگزار ، حافظ قرآن
محمدبن الحسين بن محمد بن عبدا... بن ابراهيم همداني ، ملقب ، ظهيرالدين ، مويد الدوله صفي اميرالمومنين او يكي از وزراي بني عباس و از صلحاء و علماء روزگار خويش بود.
در فقه ،حديث ، نحو و تاريخ تصانيف نافعه دارد. وي را ذيلي است بر تجارب الامم ابوعلي مسكويه و ابن اثير عزالدين ابوالحسن علي جذري در كتاب كامل مي گويد: اصل او از روذرآور است و مولد او اهواز ، فقه را از شيخ ابي اسحاق شيرازي فرا گرفته است.
او مردي عفيف ، عادل ، نيكو سيرت و بسيار خير بود و ابوالفرج بن جوزي در تاريخ منتظم آورد كه ابو شجاع فقه و عربيت فرا گرفت و حديث از جماعتي شنود و او را كتبي است. پدر او ، ابو علي ملازم خدمت خليفه بود و در اواخر عمر به وزارت قائم مقام عباس منصوب شد و ابو شجاع نيز به مقتضاي وراثت مصدر و مرجع خدمات مهم گرديد.
در زمان مقتدي خليفه مقام وزارت يافت. در سال 469 قمري وقتي كه در نظاميه بغداد، بين اشاعره و حنبليات فتنه معروف برخاست نظام الملك ، گوهر آئين را نزد خليفه مقدر فرستاد وعزل فخرالدوله بن جهير وزير خليفه .... و خليفه ابو شجاع را بجاي فخرالدوله وزارت داد. و اين نخستين بار وزارت ابوشجاع است. ابو شجاع از رذيله طمع منزه بود و آنگاه كه به وزارت رسيد همه اموال و ... خود را صرف امور خيريه كرد.
هندوشاه گويد: ظهيرالدين ابوشجاع، از بزرگان روزگار بود در نهايت ورع و تقوي ، هر روز چون نماز پيشين بگذاردي . بمظالم نشستي و بفرمودي كه ندا كردندي كه اگر كسي را حاجت و ظلامه اي است به ديوان آيد و عرضه دارد. چون بدانستي كه يكي از اصحاب سلطان، بر كسي ظلم كرده او را ماخر كردي و با او سخن درشت گفتي. ابوالفرج بن جوزي حكايت كند از يكي از مخصوصان وزير كه من به امر ابوشجاع طعامي ساختم و نزد وي بردم چون در طبقها نگريست. گفت : گرسنگاني باشند كه آرزوي اين غذا را دارند و به آن دسترسي ندارند. اين طبقها را به فقراء قسمت كنيد و به شجاع هيچ از آن نچشيد. ابو شجاع دربان و نگهباني نداشت، زنان و كودكان در هر زمان مي توانستند به دفتر او راه يابند اگر در مسايل دادرسي ، قاضي به قصاص خون حكم مي داد، ابو شجاع ولي دم را ميطلبيد و التماس قبول ديت مي كرد و آن ديت از مال خويش بعهده ميگرفت اگر ولي دم خواهش ابو شجاع را ميپذيرفت آن مال به وي ميداد. و اگرنه به حكم قاضي قصاص مي راند و مال به ورثه مقتص عنه ميپرداخت.
به كسبه و تجار امر فرمود جمعه را تعطيل كنند . در زمان او وبا پديد آمد، ادويه و اشربه بيماران ناياب و گران شد. ابو شجاع از سرمايه خود آنها را تهيه كرد و گفت تا نيازمندان ، رايگان بگيرند و او به روزگار خويش صنايع بسيار وقف كرد. و چندين مسجد پي افكند. زماني ميان اهل سنت و شيعه نزاعي رخ داد و آرام شدن دين فتنه ميسر نشد. ابوشجاع گفت من خون كسي جز به حكم شريعت نتوانم ريخت. مقتدي خليفه پيك فرستاد كه مملكت داري با تعلل و تسامح نميشود سرهنگان به محلات بغداد بفرست تا خانه هاي فلان و فلان ( تا 10 نفر شمرد) را خراب كنند.
ابو شجاع گفت شايد بين اين ده تن بعضي مستوجب اين عقوبت نباشند. لذا پنهاني نماينده فرستاد تا آن ده خانه را خريدند و سپس امر به تخريب داد و فتنه آرام شد. ابو شجاع ، خطي خوش داشت و از اين رو خطهاي خطاطين ، مشهور را ميخريد و سپس ميفروخت و در راه خدا صدقه ميداد و ميگفت در دنيا هيچ چيز به اندازه خط نيكو دوست ندارم. از اينرو محبوبترين چيزهاي خود را براه خدا صرف ميكنم. تا سال 484 به سعايت ديگران چندين بار از منصب خود معزول و منصوب شد. حاسدان دسيسه كردند تا مرتبه آخر حكم گرفتند كه ابو شجاع از خانه نيز بيرون نيايد. در دهليز خانه خود مسجدي ساخت تا نماز جماعت اقامه شود باز از خواجه نظام الملك نامه رسيد كه ابو شجاع بغداد را ترك كند. وي به موطن اصلي ، روذرآور تويسركان رفت. پس از مدتي تقاضا كرد از روذرآور به حله رفت ، نظام الملك بعداً از ابو شجاع عذرخواهي كرد و او را دعوت كرد در سفر حج هم كجاوه شود ابوشجاع نپذيرفت. ابوشجاع در سفر حج قرآن را حفظ كرد و به شكرانه آن ، چهل و دو درج خطوط ابن مقلد و ابن بواب را فروخت و صدقه داد. ابو شجاع را ديوان شعري است بعربي .
ابو شجاع در سال 488 قمري در سن پنجاه يك سالگي در مدينه طيبه درگذشت در قبرستان بقيع در جوار قبر ابراهيم بن رسول ا... (ص) مدفون گشت.
|